السيد الطباطبائي ( مترجم : همداني )

382

تفسير الميزان ( فارسي )

فجار » سرنوشتى است كه خدا براى آنان مقدر كرده ، و آن جزايى است كه با قضاى حتميش اثبات فرموده . پس حاصل آيه اين شد : آنچه خداى تعالى به قضاى حتميش براى فجار مقدر و آماده كرده در سجين است كه سجنى بر بالاى سجنى ديگر است ، به طورى كه اگر كسى در آن بيفتد تا ابد و يا تا مدتى بس طولانى در آن خواهد بود . و جمله * ( « وَما أَدْراكَ ما سِجِّينٌ » ) * چيز تازه اى ندارد ، جز اينكه مىخواهد مردم را از سجين بترساند ، و بفهماند آن قدر سخت است كه با زبان بشرى نمىتوان معرفيش كرد . * ( « كِتابٌ مَرْقُومٌ » ) * - اين جمله بر روى هم خبرى است براى مبتدايى كه حذف شده ، و آن ضميرى است كه به كلمه « سجين » بر مىگردد ، و مجموع « هو كتاب مرقوم » بيانگر آن است و كلمه « كتاب » در اينجا نيز به معناى مكتوب است از كتابت ، و به معناى قضاء و اثبات مىباشد ، و كلمه « مرقوم » از ماده رقم است ، كه راغب گفته به معناى خط درشت است . و بعضى گفته‌اند به معناى نقطه گذارى هر نوشته است ، و در آيه * ( « كِتابٌ مَرْقُومٌ » ) * هر دو احتمال هست « 1 » . ولى به نظر ما معناى دوم با مقام مناسبتر باشد ، در آن صورت جمله مورد بحث اشاره اى به اين معنا خواهد بود كه آنچه براى آنان مقدر شده كاملا روشن است ، و هيچ ابهامى در آن نيست ، به اين معنا كه حتمى و مشخص است و تخلفپذير نيست . در اينجا اين سؤال پيش مىآيد كه : در اين چند آيه كتاب ظرف شده براى كتاب ، چون فرموده كتاب فجار در سجين است كه آن نيز كتابى است مرقوم ، و اين معقول نيست كه چيزى ظرف خودش باشد ؟ در جواب مىگوييم : هيچ عيبى ندارد چون از باب ظرف شدن كل براى جزء است ، و هيچ اشكالى هم ندارد ، پس سجين كتابى است جامع كه در آن خيلى سرنوشتها نوشته شده و از آن جمله كتاب و سرنوشت فجار است . و جمله * ( « وَيْلٌ يَوْمَئِذٍ لِلْمُكَذِّبِينَ » ) * نفرينى بر فجار و خبر مرگ ايشان است ، و در آن فجار را تكذيبگران خوانده ، و كلمه « يومئذ » به حسب معنا ظرف است براى جمله * ( « إِنَّ كِتابَ الفُجَّارِ لَفِي سِجِّينٍ » ) * ، مىفرمايد هلاك شوند فجار - كه همان تكذيبگران باشند - در روزى كه آنچه خدا برايشان مقدر كرده و جزايى كه قضايش را رانده محقق شود ، و عذابى كه

--> ( 1 ) مفردات راغب ، ماده « رقم » .